تبلیغات
زندگی نامه ائمه اطهار
 
زندگی نامه ائمه اطهار

در زمان سلطان خدابنده سلطان گفت:

یا شیعه یا سنی !

قرار شد علمایه شیعه بیان ، علامایه سنی هم بیان سلطان هم روی تختش بنشیند 

شیعه و سنی مباحثه کنن

آخوند های  سنی اومدن دور تا دور جلسه نشستن 

گفتن : علمایه شیعه !!!

شیعه ها گفتند ما یه آخوند بیشتر نمی فرستیم و معتقدیم این یه آخوند شیعه از پس همه

سنی های عالم بر میاد

چون ما حرف داریم برا گفتن اونا چی ؟

و اون آخوند ما علامه حلی است .

سلطان روی تختش نشسته بود و تمام این علمایه سنی هم نشسته بودن

یه وقتی دید یه آخوندی نورانی مثل ماه میمونه اومد 

یکی گفت : این کیه ؟ گفتند این علامه حلی است آخوند شیعه ها 

همچین مهرش به دل حاکم نشست 

علامه تا اومد یه نگاهی به جلسه انداخت  و نعلیناش رو گذاشت زیر بغلش یه راست اومد بغل تخت حاکم نشست 

سنی ها خوشحال شدند 

یکی از سنی ها گفت : آقای سلطان دیدید بی ادبی شیعه را ؟ این آخوندشونه وای به بقیشون

سلطان گفت : بی ادبی اون چی بود ؟

گفتند : ببین یه راست اومده کنار تخت شما نشسته 

به علامه گفت : آقاجون چرا اینجا نشستی ؟

علامه گفت : پیغمبر اکرم (ص) فرموده است : هر وقت وارد جلسه ای شدید هر جایی جا بود بنشینید ، منم دیدم اینجا جا هست منم نشستم 

سلطان یه نگاهی انداخت دید راست میگه جایه دیگه ای نیست 

یکیشون گفت حالا جای نشستن رو کاری نداریم چرا نعلیناتو گذاشتی زیره بغل مگه اینجا دزد هست ؟

به سلطان گفت : بله آقا دزد هست !

سلطان گفت : کی ؟

علامه گفت : اینا دزدن آقا ! 

سلطان گفت : چرا ؟

علامه گفت : من یه روایتی شنیدم در زمان پیغمبر (ص)

که وقتی وارد مسجد شدند گفش ها و نعلیناشونو در آوردن امام شافعی اومد دزدید و رفت

منم گفتم اینا آخونداشون کفش های منم می دزدن !

شافعیا دادشون رفت بالا :

آقا دروغ میگه اصلا امام شافعی زمان پیغمبر وجود نداشت اصلا نبود بعد پیغمبر اومد !

گفت : عجب پس شافعی نبود پس ببخشید مالک دزدید 

مالکیا دادشون رفت بالا:

آقا دروغ میگه مالک دویست سال بعد پیغمبر (ص) اومده !!

گفت : عجب مالک نبود پس حنف بود که دزدید

حنفیا دادشون رفت بالا :

آقا اصلا حنف نبود زمان پیغمبر این دروغ هارو براش درست کردن !!!

گفت حنفم نبود ؟ پس حتما حنبل بوده 

حنبلی ها فریادشون رفت به هوا که حنبل نبوده زمان رسول خدا سال ها بعد به دنیا آمد

گفت :عجب پس زمان پیغمبر (ص)

نه مالکی بوده نه شافعی بوده نه حنبلی بوده نه حنفی درسته ؟

گفتند : درسته

گفت : آقای سلطان

من این حدیث رو خودم جعل کردم من میخواستم اینا خودشون بگن علماشون زمان پیغمبر (ص) نبود ولی یه سوال ؟

علی (ع) بود یا نبود ؟

گفتند : زمان رسول الله علی (ع) بوده

علامه فرمود : آفرین ولی کدوم عقلی میگه علی (ع) داماد رسول اله (ص) وصی پیغمبر (ص)

اولین مسلمان

حرف علی (ع) رو بزاریم کنار بجسبیم به کسانی که اصلا زمان پیغمبر نبودند ؟

سلطان گفت :راست میگه چی میگین شماها 

علامه فرمود : آقای سلطان صبر کنین این ها یه فقهی دارن حالتون بهم میخوره

من دو رکعت نماز بنا بر فتوای سنی ها میخونم بعد دو رکعت نماز بر فتوای شیعه میخونم

خودتون با عقلتون بسنجین ببینین کدومش با عقل جور در میاد !!!!

علامه گفت : آقا شیره بیارید چون سنی ها میگن با هر نوع آبی میشه وضو گرفت 

چی بگم شروع کرد یعنی یه وضو بگیره بنا بر فتوای سنی ها سر و دست و همه را شیره مالی کرد که حاله سلطان رو بهم زد

سلطان گفت: وای وای وای حالم بهم خورد  این چه وضویی بود :

علامه گفت: اینا میگن با هر نوع آبی میشه وضو بگیری !

بعد علامه گفت :یه لباسی بیارید با پوست سگ دباغی شده باشه 

علامه گفت برید نجاست خشکیده گربه بیارید به قول سنی ها میگن رو نجاست گربه اگه خشک باشه میشه سجده کرد !!

ایستاد رو به قبله با پوست سگ شیره مالی شده با نجاست گربه

تازه علمایه سنی میگن :

اگه تو نماز اگه شما کار مشکوکی کردی و  وضوتون باطل شد اشکالی ندارد

یا مثلا میگن میشه شما آیه رو فارسی بخونین 

سرتونو درد نیارم ایستاد رو به قبله

گفت : الله اکبر ، بسم الله رو گفت سوره حمد رو خوند بعد گفت آمییین رفت رکوع در حین رکوع 

یه صدایی از دهانش خارج کرد که یعنی ؟؟ زده بعد نمازش که تموم شد پرید تو جمعیت نشست

سلطان گفت : چی میگه این علامه راست میگه ؟

گفتند : بله

سلطان گفت : وای وای وای یعنی شماها رو نجاست گربه سجده می کنین ؟ خجالت نمی کشید با این فقهتون ؟ 

علامه گفت : حالا ببینین فقه علی چه میگه 

گفت : برید آب پاک مطلق بیارید

آب آوردن وضوگرفت وضوی علامه 

دشداشه عربی رو باز کرد تربت امام حسین (ع)رو گذاشت جلوش تسبیح تربت سید الشهدا رو گذاشت جلوش ایستاد رو به قبله یه نمازی خوند که تمام سنی ها گریه کردند

گفت این نماز ما این فقه ما اینم دین ما واینم فقه و نماز و بقیه کارهای سنی ها

سلطان گفت : اگه فقط یک باره دیگه من کلمه سنی شنیدم از دم تیغ ردتون می کنم 

و به برکت علامه حلی اولین مهری که بعنوان پول روی سکه ها درج شد که تو تاریخ میتونین بخونین این بوده 


(( لا اله الا اللّه محمد رسول اله ))




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عده ای از حضرت رضا علیه السلام خواهش کردند که در حضور مأمون در مناظره‌ای در مورد امامت شرکت کند. امام پذیرفت، مجلسی تشکیل شد و « یحیی بن ضحاک سمرقندی » برای بحث با او دعوت شد.
امام فرمود:« بپرس! »
او گفت: « شما بپرسید ای پسر رسول خدا تا ما به سؤال شما افتخار کنیم.»
امام فرمود:«ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادعا می‌کند راستگوست ولی به راستگویان، نسبت دروغ‌گویی می‌دهد، چیست؟ آیا چنین کسی راستگو و پیرو دین حق است یا دروغگو؟»
یحیی مدتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت.
مأمون گفت: « چرا جواب نمی‌دهی؟ »
یحیی گفت: « سؤالی از من کرد که نمی‌توانم پاسخ دهم.»

مأمون از حضرت رضا علیه السلام پرسید:« منظورتان از این سؤال چه بود؟»
امام فرمود:« من از یحیی با کنایه پرسیدم اگر ابوبکر راستگو بوده، پس راویان صادق و راستگو که گفته اند ابوبکر بر فراز منبر رسول خدا اعلام کرد: « شما مرا امیر خود قرار دادید ولی من بهتر از شما نیستم.» باید این سخن هم راست باشد و اگر این سخن ابوبکر راست است می گوییم امیر باید از رعیّت بهتر باشد، پس ابوبکر امام نیست.

همچنین از قول ابوبکر نقل کرده اند که گفته است: « من شیطانی دارم که مرا وسوسه می کند و من گرفتار او هستم.» اگر ابوبکر راستگوست و این سخن هم راست است، پس نمی تواند امام باشد چون شیطان نمی تواند در امام تصرّف کند و نیز از عمر نقل کرده اند که گفته است: « امامت ابوبکر یک کار ناگهانی و بدون مقدمه بود که خداوند ما را از شر آن حفظ کرد؛ پس هر کس این کار را تکرار کند، او را بکشید. »

اگر عمر راستگو بود پس امامت ابوبکر به نظر عمر هم صحیح نبوده و اگر دروغ گفته که خودش برای زعامت و رهبری مسلمین لیاقت ندارد. »
سخن حضرت که به اینجا رسید مأمون آنچنان عصبانی و ناراحت شد که بی مقدمه فریادی کشید که همه آن عده متفرق شدند.
سپس رو کرد به بنی هاشم و گفت: « مگر من نگفتم حضرت رضا را شروع کننده بحث قرار ندهید و بر علیه او جمع نشوید؟! اینها علمشان از علم رسول الله است !»

منابع:

    بحارالانوار، ج 10، ص 348. ح 6.
    از مناقب آل ابیطالب، ج 2، ص 404 - 405. 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 مهر 1392 :: نویسنده : اکبر

((حدیث‏ سازان رسوا مى‏شوند! ))

نقل شده است كه پس از آنكه مامون دخترش را به امام جواد تزویج كرد در مجلسى كه مامون و امام و یحیى بن اكثم و گروه بسیارى در آن حضور داشتند،

یحیى‏ به امام گفت:
روایت‏ شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام مى‏رساند و مى‏گوید: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضى است؟ » . نظر شما درباره این حدیث چیست؟ (1)

امام فرمود: من منكر فضیلت ابوبكر نیستم، ولى كسى كه این خبر را نقل مى‏كند باید خبر دیگرى را نیز كه پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان كرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ مى‏بندند، بسیار شده‏اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر كس بعمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنید، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را كه مخالف كتاب خدا و سنت من بود، رها كنید» .

امام جواد افزود: این روایت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و مى‏دانیم در دلش چه چیز مى‏گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم‏» (2) .
آیا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟ ! این عقلا محال است.

یحیى گفت: روایت‏شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند» .

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت ‏شود، چرا كه جبرئیل و میكائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است ‏و لحظه ‏اى از دایره اطاعت ‏خدا خارج نشده ‏اند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بوده ‏اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده ‏اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كرده ‏اند، بنابر این محال است كه خدا آن دو را به جبرئیل و میكائیل تشبیه كند.

یحیى گفت: همچنین روایت‏شده است كه: «ابو بكر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند» (3) . درباره این حدیث چه مى‏گویید؟ .

حضرت فرمود: این روایت نیز محال است كه درست‏ باشد، زیرا بهشتیان همگى جوانند و پیرى در میان آنان یافت نمى‏شود (تا ابو بكر و عمر سرور آنان باشند! ) این روایت را بنى امیه، در مقابل حدیثى كه از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم درباره حسن و حسین-علیهما السلام-نقل شده است كه «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» ، جعل كرده ‏اند.

یحیى گفت: روایت‏ شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است‏».

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد صلى الله علیه و آله و سلم و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت ‏با نور اینها روشن نمى‏شود ولى با نور عمر روشن مى‏گردد؟!

یحیى اظهار داشت: روایت‏ شده است كه «سكینه‏» به زبان عمر سخن مى‏گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملك و فرشته مى‏گوید).

حضرت فرمود: من منكر فضیلت عمر نیستم؛ ولى ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالاى منبر مى‏گفت: «من شیطانى دارم كه مرا منحرف مى‏كند، هرگاه‏ دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست ‏باز آورید» .

یحیى گفت: روایت‏ شده است كه پیامبر فرمود: «اگر من به پیامبرى مبعوث نمى‏شدم، حتما عمر مبعوث مى‏شد» (4).

امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست ‏تر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بیاور هنگامى را كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... » (5) . از این آیه صریحا بر مى‏آید كه خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممكن است پیمان خود را تبدیل كند؟ هیچ یك از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرك نورزیده‏ اند، چگونه خدا كسى را به پیامبرى مبعوث مى‏كند كه بیشتر عمر خود را با شرك به خدا سپرى كرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: «در حالى كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم‏» .

باز یحیى گفت: روایت ‏شده است كه پیامبر فرمود: «هیچگاه وحى از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است‏» ، یعنى نبوت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امكان ندارد كه پیامبر در نبوت خود شك كند، خداوند مى‏فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانى بر مى‏گزیند» (6) . (بنابر این، با گزینش الهى، دیگر جاى شكى براى پیامبر در باب پیامبرى خویش وجود ندارد).

یحیى گفت: روایت‏ شده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر عذاب نازل مى‏شد، كسى جز عمر از آن نجات نمى‏یافت‏».

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در میان آنان هستى، خداوند آنان را عذاب نمى‏كند و نیز مادام كه استغفار مى‏كنند، خدا عذابشان نمى‏كند» (7). بدین ترتیب تا زمانى كه پیامبر در میان مردم است و تا زمانى كه مسلمانان استغفار مى‏كنند، خداوند آنان را عذاب نمى‏كند (8) .

پى ‏نوشتها:

1) علامه امینى در كتاب الغدیر (ج 5، ص 321) مى‏نویسد: این حدیث دروغ و از احادیث مجعول محمد بن بابشاذ است.

2) «و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید» (سوره ق: 16) .

3) علامه امینى این حدیث را از برساخته‏هاى «یحیى بن عنبسة‏» شمرده و غیر قابل قبول مى‏داند، زیرا یحیى شخصى جاعل حدیث و دغلكار بوده است (الغدیر، ج 5، ص 322) . «ذهبى‏» نیز «یحیى بن عنبسه‏» را جاعل حدیث و دغلكار و دروغگو مى‏داند و او را معلوم الحال شمرده و احادیثش را مردود معرفى مى‏كند (میزان الاعتدال، الطبعة الاولى، تحقیق: على محمد البجاوى، دار احیاء الكتب العربیة، 1382 ه. ق، ج 4، ص 400) .

4) علامه امینى ثابت كرده است كه راویان این حدیث دروغگو بوده ‏اند (الغدیر، ج 5، ص 312 و 316) .

5) «و اذ اخذنا من النبیین میثاقهم و منك و من نوح‏» (سوره احزاب: 7)

6) «الله یصطفی من الملائكة رسلا و من الناس‏» (سوره حج: 75)

7) «و ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما كان الله معذبهم و هم یستغفرون‏» (سوره انفال: 33)

8) طبرسى، احتجاج، نجف، المطبعة المرتضویة، 1350 ه. ق، ج 2، ص 247-248-مجلسى، بحار الانوار، الطبعة الثانیة، تهران، المكتبة الاسلامیة، 1395 ه. ق، ج 50، ص 80-83-قرشى، سید على اكبر، خاندان وحى، چاپ اول، تهران، دار الكتب الاسلامیة، 1368 ه. ش، ص 644-647-مقرم، سید عبد الرزاق، نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد-علیه السلام-، ترجمه دكتر پرویز لولاور، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1370 ه. ش، ص 98-100.





نوع مطلب : احادیث، حکایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

از آیاتی كه به اتفاق اكثر مفسران و اهل حدیث در مورد امیرالمومنین نازل شده است آیه زیر می باشد :

« إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ » (مائده 55)

« سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. »

به اتفاق شیعه وسنی این آیه در مورد امیر المومنین علی آمده است



ادامه مطلب در اینجا


نوع مطلب : قران، امام علی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 خرداد 1392 :: نویسنده : اکبر

امام علی علیه السلام فرمودند:

شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.


امام علی علیه السلام فرمودند:

علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود


امام علی علیه السلام فرمودند:

زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد.


امام علی علیه السلام فرمودند:

قلب خود را از كینه دیگران پاك كن،‌ تا قلب آنها از كینه تو پاك شود.


امام علی علیه السلام فرمودند:

كسی كه به تو گمان نیكی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق كن.


امام علی علیه السلام فرمودند:

به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.


امام علی علیه السلام فرمودند:

قیمت و ارزش هر كس به اندازه ی كاری است كه به خوبی می تواند انجام دهد.


امام علی علیه السلام فرمودند:

کثرت سکوت موجب ابهت و بزرگی است و انصاف مایه فزونی دوستان است.


امام علی علیه السلام فرمودند:

همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزكار و یا كندرو و تفریط كننده است.


امام علی علیه السلام فرمودند:

به مردم بگویید بهتر از آن چیزی كه می خواهید به شما بگویند.


امام علی علیه السلام فرمودند:

ثمره تفریط و كوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.


امام علی علیه السلام فرمودند:

سخت ترین گناهان آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد.


امام علی علیه السلام فرمودند:

ای فرزند آدم! هرچه بیشتر از مقدار خوراكت به دست آوری خزانه دار دیگران خواهی بود.


 امام علی علیه السلام فرمودند:

برای انسان عیب نیست كه حقش تاخیر افتد، عیب آن است كه چیزی را كه حقش نیست بگیرد


امام علی علیه السلام فرمودند:

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه ‏هاست.


امام علی علیه السلام فرمودند:

هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.


امام علی علیه السلام فرمودند:

هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، درحالی که میان او و میان خدای عز و جل گناهی نیست.


امام علی(ع) فرمودند:

كسی كه به نفس خود، خواسته نفس را عطا نكند به رشد خود رسیده است.






نوع مطلب : احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

کپی برداری از این وبلاگ با ذکر 3 صلوات مجاز میباشد

مدیر وبلاگ : اکبر
نظرسنجی
انتخاب کنید و صلوات بفرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :