تبلیغات
زندگی نامه ائمه اطهار - طلوعی دوباره را بنگر "حضرت سجاد(ع)"
 
زندگی نامه ائمه اطهار
پنجشنبه 17 دی 1388 :: نویسنده : اکبر

از امام سجاد (ع) روایت شده است که وقتی نگاه من به پیکر مطهر پدر و برادران و دیگر عزیزان افتاد حالم دگرگون شد و نفس در سینه ام تنگی گرفت و نزدیک بود جان از بدنم مفارقت کند .

 در این حال عمه ام زینب متوجه من شد و زبان به دلداری من گشود و گفت: ای یادگار جد و پدر و برادرم این چه حالی ایت که در تو میبینم ؟ چرا اینگونه جان خود را به خطر انداخته ای ؟

گفتم : چگونه بیتاب و مضطرب نباشم در حالی که میبینم پیکر پدر و برادران و عمو ها و عمو زاده ها و دیگر اهل بیتم  برهنه و غرق خون بدون کفن و دفن در این بیابان رها شده اند

زینب گفت : نگران مباش و بیتابی مکن  به خدا سوگند این عهد و پیمانی است که خداوند با جد و پدر تو بر قرار فرموده و این بدنهای پاک و مطهر به دست برگزیدگان خدا دفن خواهد شد و بر قبور آنان در این سرزمین نشانه ها برقرار خواهد شد که جباران و سلاطین قادر به نابودی آن نخواهند شد.

آنگاه زینب(س) حدیث ام ایمن را برای امام سجاد نقل کرد

(((واپسین لحظات عمر مبارک امیر مؤمنان علی علیه السلام بود، آن حضرت بر اثر ضربت ابن ملجم،


با فرقی شکافته و چهره‏ای خونین بر بستر افتاده بود . زینب کبری علیها السلام به کنار پدر آمد


و عرضه داشت: بابا جان! روزی ‌ام ایمن ضمن نقل حدیثی به من چنین و چنان گفت، اگر آن حدیث


 صحیح است، دوست دارم دوباره از زبان شما بشنوم .


علی علیه السلام فرمود:


دخترم! حدیث‌ام ایمن صحیح است، گویا تو و دختران اهل بیت را می‏نگرم که به صورت اسیر و در


 نهایت پریشانی وارد این شهر (کوفه) می‏کنند، به گونه‏ای که بیم دارید مردم به سرعت‏شما را


بربایند . دخترم! آن روز صبر کنید، صبر کنید . سوگند به خداوندی که دانه را می‏شکافد وانسان را


 خلق می‏کند، در آن روز در سراسر روی زمین غیر از شما و دوستان و شیعیان شما، دوستی


دیگر برای خدا نخواهد بود . هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این خبر را به ما داد، فرمود:


"شیطان در آن روز از خوشحالی پرواز می‏کند و در روی زمین جولان می‏دهد و به شیاطین و عوامل


خود می‏گوید: ای گروه شیاطین! ما خواسته خود را از فرزندان آدم دریافت نمودیم و هلاکت آنان را


 به نهایت رسانیدیم، ما وارث آتش شده‏ایم [که فرزندان آدم را دچار آن کنیم] مگر آن افرادی که به


این گروه یعنی آل محمد صلی الله علیه و آله متوسل شوند. شما تلاش کنید تا مردم به آل محمد


 صلی الله علیه و آله مشکوک شوند . مردم را بر دشمنی آنان تحریک و تشویق نمایید")))

 

 





نوع مطلب : احادیث، حکایات، "حضرت سجاد(ع)"، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کپی برداری از این وبلاگ با ذکر 3 صلوات مجاز میباشد

مدیر وبلاگ : اکبر
نظرسنجی
انتخاب کنید و صلوات بفرستید








انتخاب کنید و صلوات بفرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :