تبلیغات
زندگی نامه ائمه اطهار - سخنان انقلابی حضرت سجاد علیه السلام با کوفیان
 
زندگی نامه ائمه اطهار

کتاب: امام سجاد جمال نیایشگران، ص 103


رسالت بیدارگرانه امام سجاد - علیه السلام - چندان دیر آغاز نشد.
با فاصله اى كوتاه ، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى ایستاد.
از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش ‍ فضاى تیره اتهامها و تبلیغات مسموم امویان را شكافت كه كورترین چشمها، درخشش حقیقت را دیدند و سنگترین دلها، لرزید و بر مظلومیت حیسن و خاندانش گریستند و بر آینده خویش بیمناك شدند!
امام على بن الحسین - علیه السلام - در مدت اقامت خویش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ، یك بار روى سخنش با مردم پیمان شكن كوفه بود، و بار دیگر در دارالاماره و در برابر عبیدالله بن زیاد.
نخست ، احتجاج آن حضرت با مردم كوفه را مى آوریم :
قافله حسینى را پى از عاشورا به سوى كوفه آوردند و براى آنان در كنار شهر، خیمه زدند.
خاندان حسین - علیه السلام - را - كه اكنون اسیران حكومت اموى شناخته مى شوند - در آن خیمه ها جا دادند.
جارچیان حكومت ، در شهر نفرت و خیانت ، كوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار كنند!
از میهمانانشان ، فرزندان پیامبرشان ، استقبال نمایند!
براستى مگر خانه هاشان را براى پذیرایى از حسین و خاندانش تزیین نكرده اند!

مگر نخلستانها و باغستانهایشان به ثمر ننشسته است !
و مگر براى حمایت از ولایت و امامت آماده نیستند !
آیا با مسلم ، نماز پیمان نخوانده اند !
اكنون نامه اى كه مسلم از زبان آنان براى حسین (ع ) نوشته بود، قاصدان شهادت پاسخش را آورده اند و در كنار دروازه هاى كوفه ، منتظر استقبالند !
كوفیان ، آن قدرها هم كه شهرت یافته اند بى وفا نیستند !
خون از سرنیزه و لبه شمشیرهایشان شستند.
و غبار شرم و خجالت از چهره هاى سیاهشان پاك كردند.
و مهر سكوت خانه نشینى وترس از قلبها و قدمهایشان برداشتند !
عبیدالله اجازه داده بود كه از خانه ها بیرون بیایند !
كوفیان هم ، بى شرمان آمدند.
آمدند براى تماشا !
تماشاى بزرگترین ستم تاریخ بر اهل بیت پیامبر - صلى الله علیه وآله -.
ستمى كه كوفیان پایه هاى آن را بنیان نهاده بودند!
كوفیان ایستاده اند و منتظر دیدن اسیران !
على بن الحسین - علیه السلام - از خیمه ها خارج مى شود.
براى نخستین بار نگاهش در چشمان بى مهر و چهره هاى پیمان شكن كوفیان خیره مى گردد.
براستى ، على بن الحسین با غم انبوهى كه در سینه دارد و با شكوه هاى بى پایانى كه از كوفیان در قلبش نهفته است ، چه بگوید واز كجا آغاز كند!
تاریخنگاران ثبت نكرده اند كه در نخستین لحظه ، كوفیان با مشاهده على بن الحسین (ع ) چه عكس العملى نشان دادند.
گریستند، ناله بر آوردند؟یا هلهله كردند و كف زدند!
هر چه بود، فضاى بیابان آرام نبود.
حذیم بن شریك اسدى روایتگر آن صحنه مى گوید:
على بن الحسین (ع ) با اشاره از مردم خواست تا قدرى آرام شوند.
همه آرام شدند.
امام برجاى ایستاد، سخنش را با ستایش پروردگار آغاز كرد و بر پیامبر اسلام درود فرستاد و سپس چنین فرمود:
هان اى مردم ! آن كه مرا مى شناسد، سخنى با او ندارم ولى آن كس كه مرا نمى شناسد، بداند كه من على بن الحسین فرزند عمان حسین هستم كه در كنار رود فرات ، با كینه و عناد، سرمقدسش را از بدن جدا كردند بى این كه جرمى داشته باشد و حقى داشته باشند!
من فرزند كسى هستم كه حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند.
من فرزند اویم كه دشمنان انبوه محاصره اش كردند و در تنهایى و بى یاورى - بى آن كه كسى را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را براى او بشكافد - به شهادتش رساندند.
و البته این گونه شهادت ،
- شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت -
افتخار ماست !
هان ، اى مردم اى كوفیان !
شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایى را كه براى پدرم نوشتید!
نامه هاى سراسر خدعه و نیرنگتان را!
در نامه هایتان با او عهد پیمان بستید و با او بیعت كردید! ولى او را كشتید، به جنگ كشاندید و تنهایش گذاشتید!
واى بر شما! از آنچه براى آخرت خویش تدارك دیده اید!
چه زشت و ناروا، اندیشیدید و برنامه ریختید!
پیامبر اكرم (ص ) را با كدام رو با كدام چشم نگاه خواهید كرد. (1)
امام سجاد - علیه السلام - در این بخش از سخنان خویش به آیه اى از قرآن اشاره كرد كه خداوند مى فرماید ولكم فى رسول الله اسوة حسنه یعنى برنامه هاى پیامبر و شیوه عمل او الگویى شایسته براى شماست . گویا امام با مطرح ساختن این آیه ، مى خواست به كوفیان بنمایاند كه روش آنان مخالف روش پیامبر اسلام است ، چه این كه پیامبر (ص ) نسبت به خویش بویژه نسبت به فاطمه زهرا و على بن ابى طالب و فرزندان ایشان - حسن بن على وحسین بن على - علیه السلام - محبتى خاص ‍ داشت و درباره رعایت حقوق و حرمت آنها سفارشهاى صریحى به امت كرده بود. از سوى دیگر كوفیان كه به ظاهر هوادار اهل بیت بوده و از دیرزمان با منطق استدلالى شیعه آشنایى داشتند بسرعت منظور امام سجاد - علیه السلام - را دریافتند و یك بار دیگر سخنان على بن ابى طالب - علیه السلام - در گوشهایشان طنین افكند و گویى با همین آیه ، همه چیز را دریافتند از این رو به جاى این كه بگذارند بیان امام سجاد و استدلال آن حضرت تمام شود، به اضهار پشیمانى و ندامت و ابراز همدردى پرداختند.
كوفیان یكصد فریاد بر آوردند:
اى فرزند رسول خدا! تمامى ما گوش به فرمان شما و پاسدار حق شماییم بى این كه از این پس ، روى بگردانیم و نافرمانى كنیم !
اكنون با كسى كه به جنگ شما برخیزد خواهیم جنگید. و با كسى كه در صلح با شما باشد صلح و سازش خواهیم داشت .
ما حق خودمان را از ظالمان باز خواهیم گرفت ! (2)
سخنان ندامت آمیز كوفیان ، جدى مى نمود و شعارهایشان رنگى جذاب داشت ولى نه براى امام سجاد و نه براى آنان كه بارها شعارها و دعوتها و حمایتهاى كوفیان را تجربه كرده بودند! از این رو امام سجاد - علیه السلام - بى این كه تحت تاءثیر شعارهاى مقطعى و بى اساس كوفیان قرار گیرد بدانها پاسخى مناسب داد.
امام سجاد (ع ) در پاسخ كوفیان فرمود:
هرگز! هرگز تحت شعارهاى شما قرار نخواهم گرفت و به شما اعتماد نخواهم كرد اى خیانت پیشگان مكار!
میان شما و آرمانهایى كه اظهار مى دارید فاصله ها و موانع بسیار است . (3)
آیا مى خواهید همان جفا و پیمان شكنى كه با پدران و من داشتید، دوباره درباره من روا دارید!
نه به خدا سوگند! هنوز جراحتهاى گذشته اى كه از شما بر تن داریم ، الیتام نیافته است همین دیروز بود كه پدرم به شهادت رسید در حالى كه خاندانش در كنار او بودند.
داغهاى برجاى مانده از فقدان رسول خدا، پدرم و فرزندانش و جدم امیر مؤمنان فراموش نشده است .
طعم تلخ مصیبتها هنوز در كامم هست و غمها در گسترده سینه ام موج مى زند.
در خواست و سفارش من درباره یارى خواستن از شما نیست
تنها مى خواهم كه شما - شما كوفیان ! - نه هزم یارى ما كنید و نه به دشمنى و ستیز با ما برخیزید! (4)
امام سجاد (ع ) در پایان این سخنان كه آتش ندامت و حسرت را درجان كوفیان برافروخت و مهر بى اعتبارى و بى وفایى را براى همیشه بر پیشانى آنان زد، اندوه عمیق خویش را با این شعرها اظهار كرد و بر التهاب قلبها افزود:
 

لا غرو اءن الحسین و شیخه

قد كاان خیرا من حسین و اءكرما

قتیل تفرحوایا اهل نفسى فداؤ ه

جزاء الذى اءراده نار جهنما

یعنى : اگر حسین - علیه السلام - كشته شد، چندان شكفت نیست .
چرا كه پدرش با همه آن ارزشها و كرامتهاى برتر نیز قبل از او شهادت رسید.
اى كوفیان ! با آنچه نسبت به حسین روا داشتند شادمان نباشید.
واقعه اى عظیم صورت گرفت و آنچه گذشت رخدادى بزرگ بود!
جانم فداى او باد كه در كنار شط فرات ، سر بر بستر شهادت نهاد.
آتش دزخجزا كسانى است كه او را به شهادت رساندند.





نوع مطلب : "حضرت سجاد(ع)"، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کپی برداری از این وبلاگ با ذکر 3 صلوات مجاز میباشد

مدیر وبلاگ : اکبر
نظرسنجی
انتخاب کنید و صلوات بفرستید








انتخاب کنید و صلوات بفرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :