تبلیغات
زندگی نامه ائمه اطهار - امام سجاد علیه السلام در مسیر شام
 
زندگی نامه ائمه اطهار
پنجشنبه 17 دی 1388 :: نویسنده : اکبر

در کاروان اسیران هفتاد و دو سر مقدس از یاران امام حسین علیه السلام بود که از کربلا به کوفه و از کوفه به شام حرکت دادند و این در حالی بود که هنوز آثار بیماری علی بن الحسین‏علیهم السلام باقی بود. کسانی که ماموریت‏یافتند تا قافله حسینی را از کوفه به شام ببرند: مخضر بن ثعلبه و شمر بن ذی‏الجوشن بودند. و تنها چهل نفر از سپاه ابن زیاد، مسؤولیت‏حمل سرهای شهدا را بر عهده داشتند. قافله اسیران را از چند منزل از جمله: قادسیه، هیت، ناووسه، آلوسه، حدیثه، اثیم، رقه، حلاوه، سفاخ، علیث و دیرالزور گذراندند تا به دمشق وارد شدند.
هنگامی که کاروان اهل بیت‏علیهم السلام به منزل «سفاخ‏» رسیدند، باران شدید شتران را از رفتن باز داشت، ناگزیر چند روزی در آن جا توقف کردند و این توقف سبب شد تا شائق پسر سهل بن ساعدی - از اصحاب رسول الله‏صلی الله علیه وآله - از موضوع شهادت فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله و اسارت اهل‏بیت‏علیهم السلام او آگاه شود و فرمایشات رسول الله‏صلی الله علیه وآله درباره محبت رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله نسبت‏به امام حسین علیه السلام را برای مردم بازگو کند و کاروان اسیران مورد حمایت و محبت مردم قرار گیرند. در برخی از منابع تاریخی آورده‏اند که: قافله اسیران اهل‏بیت علیهم السلام از شهر بعلبک نیز گذشت. مردم بعلبک تا شش مایلی از شهر بیرون آمده، به روش خاص خود به جشن و شادی پرداختند! باید گفت: شهرها هر چه به شام، مقر حکومت امویان نزدیک‏تر می‏شد، مردمانش از اهل‏بیت علیهم السلام دورتر بودند و شناخت آن‏ها از اسلام اموی بیش از اسلام ناب محمدی و علوی بود.
سلطه بنی‏امیه بر این مناطق، اجازه نمی‏داد تا راویان و سخن‏گویان، فضائل اهل‏بیت‏علیهم السلام و مناقب علی بن ابی‏طالب‏علیهما السلام را برای مردم بازگو کنند، بلکه برعکس راویانی اجازه حدیث گفتن داشتند که در راستای اهداف دستگاه خلافت‏به جعل حدیث‏بپردازند.
از این جهت دور از انتظار نمی‏نمود که ساکنان بعلبک با مشاهده کاروان اهل بیت و اسیران ستمدیده به شادی و سرور بپردازند، به ویژه این که قبل از ورود کاروان اسیران اهل بیت‏علیهم السلام به آن شهر، تبلیغات وسیعی علیه آن قافله صورت داده بودند.
منظره تاسف‏آور کودکان شلاق خورده و بچه‏های پدر از دست داده و زنان داغدیده و دختران یتیم از یک طرف و قهقهه‏های مردم بی‏خبر از همه‏جا و سخنان شماتت‏آمیز آن‏ها، نمکی بود بر زخم اسرای کربلا!
در این جا بود که دختر امیرالمؤمنین، ام کلثوم، با مشاهده این وضعیت‏به آن‏ها چنین نفرین کرد: «اباد الله کثرتکم، و سلط علیکم من لا یرحمکم;خداوند جمعتان را پراکنده و نابود سازد و کسانی را که به شما رحم نمی‏کنند بر شما مسلط گرداند.»

 

سخنان اسوه زهد و تقوا در بعلبک

حضرت امام سجاد علیه السلام در حالی که قطرات اشک بر چهره‏اش جاری بود، با قلبی سوزان به مردم غفلت‏زده بعلبک چنین فرمود:
«آری روزگار است و شگفتی‏های پایان‏ناپذیر و مصیبت‏های مداوم آن!
ای کاش می‏دانستم کشمکش‏های گردون تا کی و تا کجا ما را به همراه می‏برد و تا چه وقت روزگار از ما روی برمی‏تابد!
ما را بر پشت‏شتران برهنه سیر می‏دهد. در حالی که سواران بر شترهای نجیب، خویش را از گزند دشواری‏های راه در امان می‏دارند!
گویی که ما اسیران رومی هستیم که اکنون در حلقه محاصره ایشان قرار گرفته‏ایم!
وای بر شما، ای مردمان غفلت‏زده! شما به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله کفر ورزیدید و زحمات او را ناسپاسی کردید و چون گمراهان راه پیمودید.»





نوع مطلب : "حضرت سجاد(ع)"، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کپی برداری از این وبلاگ با ذکر 3 صلوات مجاز میباشد

مدیر وبلاگ : اکبر
نظرسنجی
انتخاب کنید و صلوات بفرستید








انتخاب کنید و صلوات بفرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :