تبلیغات
زندگی نامه ائمه اطهار - «روز شهادت حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)»
 
زندگی نامه ائمه اطهار

اسماء بنت عمیس میگوید: وقتیکه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) وارد خانه گردید، من چند لحظه

ای انتظار او را کشیدم، سپس او را صدا زدم، جواب نداد، سپس صدا زدم ای دختر محمد مصطفی

(صلی الله علیه و آله وسلم)! ای بهترین دختری که از مادر متولد گردید! ای دختر بهترین انسانها! ای دختر

آنکس که به مقام قرب ربوبی رسید! جواب نداد. وارد اتاق شدم. پارچه از رویش کنار زدم، دیدم از دنیا

رفته و به شهادت نائل گردیده. (1) با دلی پر از غصه و ستم دیده، در فاصله بین مغرب و عشاء وفات

کرد. (2)

 

اسماء میگوید: خود را روی بدن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) افکندم، او را بوسیدم و عرض

کردم ای فاطمه(سلام الله علیها)! هنگاهی که بر پدرت وارد شدی، سلام مرا به او برسان.

در همین وقت امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) وارد خانه شدند و از شهادت

مادرشان باخبر شدند. امام حسن(علیه السلام) خود را روی جنازه مادر انداخت، او را میبوسید و

میگفت:

مادر جان! با من سخن گو پیش از آنکه روح از بدنم خارج گردد. امام حسین(علیه السلام) پاهای مادر را میبوسید و میگفت: مادر جان! من پسرت حسین هستم، با من صحبت کن پیش از آنکه دلم از جا کنده شود و بمیرم.

سپس حسنین(علیهما السلام) بسوی مسجد رفتند و پدرشان،امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را از شهادت مادرشان با خبر ساختند.

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) بسوی منزل آمد و میفرمود: ای دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) تو تسلیت بخش من بودی، بعد از تو، از که تسلیت جویم؟

خدایا! من از دختر پیامبرت راضی ام، خدایا! او از تو میترسید، او را پناه ده، از ما مفارقت کرد و نزد تو آمد، به او نیکی کن، بر او ستم شد، به نفع او داوری نما، تو بهترین داورانی. (3)

حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) که خود را به چادری پیچیده بود، از منزل بیرون آمد؛ فریاد میزد: ای پدر جان! یا رسول الله! گویا امروز تو را از دست دادیم. دیگر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را نمیبینم. صدای ضجه و شیون از مدینه بلند شد.بسوی خانه امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) حرکت کردند و در آنجا جمع گشتند و در انتظار خروج جنازه بودند. ابوذر از خانه بیرون آمد فرمود: به خانه هایتان بروید، چون تشییع جنازه دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) به تأخیر افتاد. (4)

بعد از پراکنده شدن مردم، امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) شخصا به غسل دادن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) مشغول گردید.

 

 

امام صادق(علیه السلام) علت اینکه خود امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، متکفل غسل حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) گردید، چنین بیان کرد:حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)، صدّیقه بود، باید صدّیق او را غسل دهد. همانگونه که مریم را عیسی غسل داد. (5)

و نیز امام صادق(علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) سه مرتبه و پنج مرتبه آب به روی بدن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) ریخت و آب پنجم را با مقداری از کافور مخلوط کرد. در حین غسل دادن می فرمود: خدایا! این کنیز تو و دختر پیامبرت و برگزیده از خلقت میباشد. خدایا! حجتش را به او تلقین نما و دلیلش را بزرگ نما و درجه اش را زیاد کن و بین او و حضرت محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله وسلم) جمع کن. (6)

 

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) با باقیمانده حنوط پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم)، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را حنوط کرد. حنوط پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را جبرئیل آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: ای علی(علیه السلام) و ای فاطمه(سلام الله علیها)! این حنوط از بهشت است، جبرئیل آورده و به شما سلام رسانید و گفت: این را بین خودتان و من تقسیم کنید. حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) عرض کرد: یک ثلث از آن تو باشد، باقیمانده وابسته به نظر علی(علیه السلام) است، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گریست و حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در بغل گرفت و فرمود: تو به سر حد کمال رسیدن و در طریق حق و الهام شده هستی، آنگاه به امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمود: نظرت را در باقیمانده حنوط بگو. امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) عرض کرد:نصف آن برای فاطمه زهراء(سلام الله علیها) و باقی را هر که شما بفرمایی. پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: باقیمانده برای شما. (7)

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، میگوید: خدا را گواه میگیرم که حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) ناله ای زد و فریاد کشید، دستش را از کفن بیرون آورد، یتیمانش را در بغل گرفت و به سینه چسبانید، ناگاه هاتفی ندا داد: یاابالحسنین! آنها را از روی جنازه مادرشان بلند کن، که ملائکه آسمان را به گریه انداختند.امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، آنها را بلند کرد و بندهای کفن را بست. (9)

آنگاه امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، بر جنازه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) نماز خواند.

 

امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و عقیل و عمّار و سلمان و مقداد و ابوذر نیز با امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) نماز خواندند. (10) سپس حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در منزلش دفن نمودند. (

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) هنگامیکه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در لحد نهاد، فرمود:

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

ای فاطمه! به یاری خدا و اسم خدا و بر دین رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) تو را به آن کسی که به تو سزاوارتر بود تسلیم نمودم. برای آن را میخواهم که خدایت میخواهد، سپس این آیه را تلاوت فرمودند:

« منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة أخری » (12)

 

 

در روایت اهل تسنن چنین آمده است: وقتی امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در قبر گذاشت و خاک به روی آن ریخت،

 

فرشتگان سوال از وی پرسیدند: پروردگارت کیست؟
فرمود: الله ربّی. یعنی خدا پروردگار من است.

 پرسیدند: پیامبر کیست؟
فرمود: پدرم حضرت محمد
(صلی الله علیه و آله وسلم).

 گفتند: امامت کیست؟
فرمود: امیرالمؤمنین حضرت علی
(علیه السلام) که بالای قبرم ایستاده. (13)

 

 

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) در بقیع صورت هفت قبر (14) یا چهل قبر (15) ترتیب داد.

 

وقتی که ابوبکر(لعنة الله علیه) و عمر(لعنة الله علیه) از دفن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) اطلاع یافتند، و در بقیع قبرهای تازه ای دیدند، ناراحت شدند و کار بر آنان مشکل گردید. گفتند راه چاره اینست که زنهای مسلمان را ببریم تا قبور را نبش نمایند و حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را بیرون آوریم و بر او نماز بخوانیم.

 

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) از جریان باخبر شد. لباس زردی که وقت جنگ میپوسید، در بر کرد و ذوالفقار را به دست گرفته، خشمناک از خانه بیرون آمد و سوگند یاد کرد که اگر سنگی را از قبرها جابجا کنید، شمشیر در میان آنها میکشم. عمر(لعنة الله علیه) به حضرت بر خورد و عرض کرد: یاابالحسن! چرا چنین کردی؟ بخدا قسم که قبر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را نبش میکنم و بر او نماز میگذارم. امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) یقه عمر(لعنة الله علیه) را گرفت و او را به زمین زد و فرمود: ای پسر زن سیاه رو! از حق خودم چشم پوشیدم، زیرا که ترسیدم مردم از دین برگردند اما نسبت به قبر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) نمیگذرم. سوگند به آنکه جان من بدست اوست، اگر سنگی را جابجا کردی، زمین را از خون شما سیراب خواهم کرد. ابوبکر(لعنة الله علیه) آمد، امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را به رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) قسم داد که دست از عمر(لعنة الله علیه) بردارد. امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) او را رها کرد، مردم متفرق گردیدند. (16)

 

 

 

«حضرت علی(علیه السلام) برمزارحضرت زهراء(سلام الله علیها)»

 

 

 

مراسم دفن را در کمال خفاء و پنهانی و با سرعت انجام دادند، مبادا دشمنان مطلع شوند و از دفن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) مانع گردند. اما همین که امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) از دفن فارغ گردید. غم و اندوه فراوان بر او هجوم آوردند. امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) این اشعار را خواند. (17)

 

 

1_ لکل اجتماع من خلیلین فرقة ... و کل الذی دون الفراق قلیل

2_ و ان افتقادی فاطماً بعد احمد ...... دلیل علی ان لایدوم خلیل

 

1_ وصل با دوست کم دوام بود ............ فرقت دوستان مدام بود

2_ رحلت فاطمه(س) پس از احمد(ص) ... شاهد صدق این کلام بود

 

 

 

و نیز امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) این دو شعر را خواند: (18)

 

1_ نفسی علی زفراتها محبوسة ..... یا لیتها خرجت مع الزفرات

2_ لاخیر بعدک فی الحیات و انما ... أبکی مخافة أن تطول حیاتی

 

1_ روح پابند محنت زهراست ............ از بدن گر برون رود چه رواست؟

2_ بعد مرگت حیات من نکو نبود ... بی تو عمر از برای من نه سزاست

 

 

 

سپس امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) متوجه قبر رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) شده، عرض کرد: سلام بر تو ای رسولخدا! از من و از جانب دخترت و حبیبیه ات و نور چشمت و آنکه به خدمتت میرسد، آنکه که با دلی پر از غصه در کنار تو به خاک سپرده شد و خدا خواسته بود که از همه زودتر به تو بپیوندد.

 

یا رسول الله! صبر من در مصیبت دختر برگزیده تو تمام، حوصله ام در فراق بهترین زنان جهان به پایان رسید، اما چاره ندارم، باید طبق سنت تو صبر کنم؛ چنانکه در مصیبت تو صبر کردم.

یا رسول الله! با دست خودم تو را در لحد گذاشتم پس از آنکه در دامن من قبض روح شدی و با دست خود دیدگانت را بستم، مراسم دفن و کفنت را شخصا انجام دادم.

 

آری؛ صبر میکنم و میگویم: « انا لله و انا الیه راجعون »

یارسول الله! آن ودیعه را که به من سپرده بودی هم اکنون به سویت بازگشت.

 

 

** به اشـک هـمچـو باران اینچنین با ابر می خوانم **
                                ** ببار ای ابر، من محبوب خود زین قبر می خوانم **

** هـمـای صـبــرم اما آنچنان بی صـبـرم از داغـش **
                                ** کـنـار قــبــر زهـــرایـم، نـمـاز صـبـر مـی خـوانـم **

 


 

حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) از دست من ربوده شد، زمین و آسمان از نور و زیبائی افتاد،

یارسول الله! اندوه من پایان ندارد، خواب به دیدگانم راه ندارد، غم و غصه های من تمام نمی شود، مگر اینکه بمیرم و به نزد تو بیایم، همانا غم و اندو هی ست که از جراحت های قلب بیرون میشود، غصه ایست که تحریک شده است.

 

انجمن باصفای ما چه زود از هم پاشید؟ درد دلم را با خدا میگویم.

یا رسول الله! دخترت برایت خبر می آورد که امت اجتماع کردند و خلافت را از من گرفتند، حق زهرایت را غصب نمودند، احوال و اوضاع را از فاطمه(سلام الله علیها) بپرس. زیرا چه بسیار درد دلهایی داشته که نتوانسته اظهار کند. خدا در بین ما و این مردم داوری میکند. با تو وداع میکنم ولی نه از آن جهت که از بودن سر قبرت خسته شده ام و اگر از حضورت بروم نه از آن است که ملول شده ام، و اگر سر قبرت بمانم نه از آن جهت است که وعده های خدا را درباره صبر کنندگان باور نداشته باشم، باز هم صبر از همه چیز بهتر است.

 

اگر بیم چیرگی دشمنان نبود، در آرامگاهت اقامت میگزیدم و در این مصیبت بزرگ، مانند زن بچه مرده گریه و ناله میکردم.

 

یارسول الله! خدا میداند که ناچار شدیم دخترت را مخفیانه و در تاریکی شب به خاک بسپاریم، حقش را گرفتند و از ارث محرومش نمودند _ در حالیکه یاد تو فراموش نشده بود و از فوت تو زیاد نگذشته بود _ دردهای درونی خودم را به خدا عرضه میدارم و این مصیبت دردناک را به شما تسلیت میگویم، درود بر تو و همسر مهربانم. (19)

 

      ** گـوشـه خـانـه نـشسـتم، چه کنم؟ **
                                    ** هستی ام رفته ز دستم، چه کنم؟ **

      ** گـــل نـــورســـتـه مـا را چـیـدنــد **
                                    ** ســفــره زنــدگــی ام بـرچــیــدنــد **

      ** حـال بی مـونس و یارم چـه کنم؟ **
                                    ** گـره افــتــاده بــه کـارم چـه کنم؟ **

 

 

 

 

(1) کلینی در اصول کافی، در حاشیه مرآة العقول، ج 1، ص 382، روایت کرده که: حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) صدیقه بود و به شهادت رسید./طبرسی در احتجاج، ص54، همین روایت را بطور ارسال نقل کرده./ علامه مجلسی در مرآة العقول، ج 1، ص 383 میگوید: به شهادت رسیدن حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)،از متواترات است.
(2) مصباح الأنوار.
(3) بحارالأنوار، ج 18، ص 271، در باب نماز بر میت.
(4) روضة الواعظین، ص 131.
(5) علل الشرایع صدوق، ص 22، باب 148.
(6) بحارالأنوار، ج 18، ص 263.
(7) الطرف ابن طاووس، ص 41، طرفه 27.
(8) مصباح الأنوار.
(9) بحارالأنوار، ج 10، ص 51.
(10) روضة الواعظین، ص 131.
(11) در عیون المعجزات، ص 47 میگوید:حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در بقیع دفن نمود./ در دلائل الامامة، ص 46 میگوید: وی را در روضه پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) دفن کرد./ علامه حلی در کتاب منتهی و صدوق در من لا یحضره الفقیه میگویند: صحیح آنست که وی را در خانه اش به خاک سپرد ولی بعد از آنکه بنی امیه، مسجد را توسعه دادند، قبر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) داخل مسجد گردید./ علامه مجلسی در مرآة العقول، ج 1، ص 39 همین را قبول کرده است./ صدوق میگوید: سالی که به حج رفتم در برگشت قبر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) که در خانه اش میباشد، زیارت کردم.
(12) مصباح الأنوار.
(13) الاصابة، ج 4، ص 478، در شرح زندگانی عروة بن مسعود.
(14) روضة الواعظین، ص 131.
(15) دلائل الامامة، ص 46.
(16) دلائل الامامة، ص 46.
(17) روضة الواعظین، ص 132./ کشف الغمة، ص 149./ مناقب خوارزمی، ج 1، ص 84./ مستدرک حاکم، ج 3، ص 163./ ابن شهرآشوب در مناقب، ج 2، ص 118، اشعاری ذکر کرده که در پاسخ امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) از غیب شنیده شد.
(18) مناقب خوارزمی، ج 1، ص 48 به نقل از حاکم.
(19) امالی شیخ مفید، ص 165./ امالی شیخ طوسی، ص67./ دلائل الامامة، ص 47./ کشف الغمة، ص 150./ و در روضة الواعظین، ص 131 مختصری از این خطبه آورده.





نوع مطلب : امام علی(ع)، حکایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

کپی برداری از این وبلاگ با ذکر 3 صلوات مجاز میباشد

مدیر وبلاگ : اکبر
نظرسنجی
انتخاب کنید و صلوات بفرستید








انتخاب کنید و صلوات بفرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :